این روزها
و تو مرا به سکوت میخواهی، به آنی که نیستم! اما من...
امان از من که خودش را به ندانستن میزند و هنوز مات مانده که چیست آنچه تو را چنین در قلبش عزیز داشته؟
عزیزم میدانی؟ میدانی من اسباب بازیِ خوبی نیستم! میفهمم، دوست میدارم، میشکنم، قلب دارم، قلبم میتپد و وقتی به تو میاندیشم تندتر. اما تو...
امان از تو...
این روزها
صفحه یِ ۱۵۴
برایِ تو
چشمان شورشیات اما...
امان از آن چشمانِ شورشی ات که انقلاب زمستانی قلبم را به آتشبارِ تابستان کشاند.
حالا ارمغانِ این سکوت برایم چیزی نیست جز پاییزی کشدار؛ پاییزی که از هزار رنگش مرا سهمی جز تنهایی نیست...
برگ برگِ دفتری که برایت نوشته ام بماند برایِ تنهایی خودم،
گویی قرار نیست این نامه ها را مقصدی باشد جز تو که نیستی.
جز تو که...
«برای تو»
اسطوره یِ برجِ بابِل (۲)
ادامه دارد...
ارنست دیز
Ernest Diez, Les anciens mondes de l'Asie, 1957(1940).
اسطوره یِ برجِ بابِل (۱)
نامت، همه جا، در دهانِ مردمان، فرخنده است.
مردوک، شاهِ بزرگ، امید که بتوانم بر برکتِ فرمانت که از آسمانها آمده تندرست باشم و خدائیت را بستایم،
امید که آرزویم برآورده شود.
حقیقت را در دهانم بگذار،
و اندیشه هایِ نیک را در دلم جای ده...
مردوک، شاهِ بزرگ، به من زندگی عطا کن!
ای زندگانیِ جان و روانم، فرمان بده!
ارنست دیز
ادامه دارد...
خدا شِفا دهاد.
طرف اومده پایِ پستم کامنت گذاشته: عکسِ کاربریِ شما مورد داره، تغییرش بده!
بماند محتوایِ وبلاگشون چی بود و...
دلم میخواست یه جوابِ مناسبِ حالِ ایشون براشون بذارم دلم براش سوخت ترجیح دادم دعایِ خیر کنم! شما هم برایِ شفایِ همه ی بیماران خاصه امثال ایشون دعا کنید باشد که شفا یابند.
آمین
روزِ دختر؟!
رجوی به قلمِ نبوی...
یک نشریه اینترنتی نام پنجاه زن ایرانی را به عنوان زنان تاثیرگذار در تاریخ ایران نام برده، اتفاقا خیلی هم کار خوبی کرده و تقریبا بیش از شصت درصد مواردی را هم که گفته درست است و به همین دلیل از این عزیزان قدردانی می کنیم، منتهی در این لیست اسم خانم « مریم رجوی» هم ذکر شده که خیلی از مردم به دلیل بی اطلاعی و فقر اطلاعات تاریخی نسبت به این زن تاثیر گذار که تاریخ ایران را به تنهایی تکان داده، او را بخوبی نمی شناسند و نمی دانند که این زن، به تنهایی چه تاثیری روی تاریخ و جامعه گذاشته، به همین دلیل من که تاثیرات ایشان را می دانم، بخشی و فقط بخشی از این تاثیرات را برایتان می نویسم:
تاثیر اول: یکی از ویژگیهای زنان تاثیرگذار این است که نظرات خاصی دارند، یا اصولا نظری دارند، مثلا شما اگر از یک نفر بپرسید نظر فروغ فرخزاد یا پروین اعتصامی چی بود؟ اغلب مردم ما که هیچ حتی مقام معظم رهبری هم می تواند دو کلمه درباره آنها حرف بزند، ولی حالا شما برو از اعضای سازمان مجاهدین خلق بپرس که نظر مریم رجوی چیست، آنها هم فوری می گویند « مسعود مریم، ایران رجوی» کل دانشی که درباره این خانم وجود دارد همین است. اگر کسی بتواند هفت تا جمله از این آدم بگوید که نشان بدهد نظرش چیست، من حاضرم سه دقیقه به عکس او نگاه کنم، فداکاری بیش از این؟
تاثیردوم: ما در طول تاریخ زن دانشمند، شاعر، نویسنده، سیاستمدار، برنده نوبل و همه چیز دیگر داشتیم، ولی زنی که بطور تخصصی تروریست باشد، تا به حال نداشتیم، همین موضوع که زنی بتواند تروریست خوبی باشد، نداشتیم.
تاثیر سوم: مریم رجوی زنی خودساخته است، وی مبارزه با استبداد شاهنشاهی را زمانی آغاز کرد که استبداد از بین رفته بود، بعد از انقلاب وارد سازمان مجاهدین خلق شد و اینقدر تاثیر گذار بود که به عنوان تنها زن خوش قیافه سازمان مجاهدین خلق با مهدی ابریشمچی ازدواج کرد، و چون خیلی تاثیرگذار بود، وقتی سازمان مجاهدین خلق جنگ مسلحانه اش را شروع کرد، او هم کنار شوهرش بود، بعد چون هیچ زن خوش قیافه دیگری در سازمان وجود نداشت، رهبری سازمان مجبور شد با مریم ازدواج کند. حالا ممکن است زنی خودش عاشق یکی شده باشد، و از شوهرش جدا بشود و زن یکی دیگر بشود، بارک الله به این اراده، ولی یکی به دستور سازمان عقد می کند و به دستور سازمان طلاق می گیرد، و به دستور سازمان دو قلو می زاید، و به دستور سازمان بی ناموسی های دیگر می کند. به همین دلیل وقتی هم که رهبر سازمان از او خوشش آمد، چون تاثیر زیادی بر او داشت، اول با رجوی ازدواج کرد و بعد از ابریشمچی جدا شد، بعد هم رفت به عراق و سی سال است تاثیرگذارترین کاری که در زندگی اش کرده، این بوده که هر شش ماه یک کت و دامن رنگی تنش می کند و هر شش ماه یک عکس خندان می گیرد.
تاثیر چهارم: مریم رجوی تاثیر زیادی بر شوهرش مسعود رجوی داشت، به شکلی که بلافاصله بعد از عقدکنان رئیس جمهور ایران شد و این موضوع نشانگر تاثیر عمیق او بر ملت ایران بود، تا قبل از او، تعداد زنانی که به عنوان مهریه خانه یا ده یا آبادی پشت قباله شان انداخته باشند، زیاد داشتیم، ولی کسی که به عنوان مهریه، رییس جمهور کشور شود، سابقه نداشته، و این مهم ترین تاثیر او بر تاریخ ایران است.
تاثیر پنجم: یکی از مهم ترین تاثیرات مریم رجوی این بود که مسعود رجوی الآن چند سال است که غیب شده و با این وجود هیچ مشکلی در این سازمان به وجود نیامده، این زن به تنهایی باعث شد که ده هزار نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق بتوانند چهل سال رابطه شان را با همه جهان قطع کنند و هیچ تغییری نکنند، و این موضوع در تاریخ بی سابقه است.
تاثیر ششم: یکی از تاثیرات مهم مریم رجوی این بود که توانست کاری کند که صدها عضو سازمان از دست مجاهدین خلق با قبول خطر کشته شدن، به حکومتی پناهنده بشوند که می دانند ممکن است اعدام شان کند. و این بی سابقه است.
ابراهیم نبوی
...
...
زیباترین حرفت را بگو...
زیباترین حرفت را بگو
شکنجه ی پنهان ِ سکوت ات را آشکاره کن
و هراس مدار از آنکه بگویند
ترانه یی بی هوده می خوانید . ــ
چرا که ترانه ی ما
ترانه ی بی هوده گی نیست
چرا که عشق
حرفی بی هوده نیست .
حتی بگذار آفتاب نیز بر نیاید
به خاطر ِ فردای ما اگر
بر ماش منتی ست ؛
چرا که عشق
خود فرداست
خود همیشه است...
احمد شاملو
زبان
این روزها
اما زیباترین هدیه آن است که احساسِ دیگری را نوازش کند. یک بیت شعر، یک شاخه گل، یک عکس زیبا، یک نقاشی زیبا یک جمله ی پر مهر یا حتی یک نگاه!
برخی قداست واژه ها را خدشه دار میکنند وقتی با فریب میآمیزندشان. واژه ها را، شعرها را، گلها را، عکسها را به مهر نه از سرِ فریب به هم هدیه کنیم. نگاهمان را با عشق همراه کنیم و معجزه ی شادی را نظاره کنیم.
این روزها
۱۴۴
...
یادی از زنده یاد...
نوروز
شوخی
سَمَنی
قلب
دوستی
نگرانی
مهربانی
غم
اشکی که به هزار دُرِّ گران میارزد
پرواز تا آبیِ بلند آسمان
مردی از قلات...
روحت پر رامشن جناب سرهنگ...
امروز همه ملبس به جامهای که جامه ی خدمتگزاران واقعی و بیادعایِ این مُلک بود، با احترام و قلبی فسرده به بدرقه ی مردی رفتند از قهرمانانِ گمنامِ وطن. مردی از تبارِ آنان که اگر نباشند تیزپروازانِ ایران زمین، زمینگیر میشوند...
اما افسوس و صد افسوس که هیچ گاه نامی از ایشان در میانه نبود...
به حق نام تو «دادگر» بود...
اساطیر در ادبیات (کهن) شرق
بخشی از مقاله ی ارزشمندِ ریموند شواب با عنوانِ اصلیِ "Les Mythologies" با ترجمه ی درخشانِ استاد جلال ستاری.
پ.ن: مدیونید اگه فکر کنین جایِ پایان نامه کار کردن شروع به خوندنِ یه کتاب جدید کردم...

...
حیله یِ باور
...
...
...
بیا وداع کنیم ...
اگر بنا باشد کسی از ما بماند ...
همان به که تو بمانی ...
"کینه ی" تو به کار این دنیا بیشتر می آید تا "عشق" من !
...
كليدر
محمود دولت آبادی
...
شازده کوچولو
اثر آنتوان دو سنتاگزوپری
مرگِ انسانیت
مارتین لوتر کینگ
...
سسیل گراهام:
به ، خیلی فرق دارد! غیبت بسیار لطف دارد و جذاب است . تاریخ عبارت از یک رشته غیبت مردم است . بد گویی هم همان غیبت است ولی آمیخته با جنبه های خشک و کسل کننده ی اخلاقی من خودم هرگز از...اخلاقیات صحبت نمی کنم . مردی که درس اخلاق می دهد عموما ریا کار و عوام فریب است و زنی هم که دم از اخلاق می زند
بدون شک زشت است
برای زن هیچ چیز در عالم مضجک و ناموزون تر از آن نیست که تعصب خشک مقدسی بفروشد و خوشبختانه غالب زنها هم خودشان به این نکته واقف اند .
لرد آگوستوس : پسر جان من هم همین عقیده را دارم ، عین همین عقیده.
سیسیل گراهام:
خیلی متاسفم که تو هم همین عقیده را داری ، زیرا من هر وقت می بینم مردم با من هم عقیده هستند متوجه می شوم که اشتباهی کرده ام...
نمایش بادبزن خانم ویندرمر نوشته اسکار وایلد
...
نیـــه تـوچـکا
فئــودورداستـایـفسـکـی
...
هرگز از مرگ نهراسیدهام
اگرچه دستانش از ابتذال شکنندهتر بود.
هراسِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینیست
که مزدِ گورکن
از بهای آزادیِ آدمی
افزون باشد.
جُستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتنِ خویش
بارویی پیافکندن ــ
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم...
"احمد شاملو"
دی ماه ۱۳۴۱
از مجموعه: آیدا در آینه
...
“Hopes were wallflowers. Hopes hugged the perimeter of a dance floor in your brain, tugging at their party lace, all perfume and hems and doomed expectation. They fanned their dance cards, these guests that pressed against the walls of your heart.”
Swamplandia!
...
“She thought a lot, analytically, about other people’s feelings, and had only just begun to realize that this was not usual, and not reciprocated.”
The Children's Book
نان و شراب
خسته یِ عشق
نام من عشق است آیا میشناسیدم؟
زخمیام -زخمی سراپا- میشناسیدم؟
بـــا شما طی کردهام راه درازی را
خسته هستم -خسته- آیا میشناسیدم؟
راه ششصدسالهای از دفتر "حــافظ"
تا غزلهای شما، ها! میشناسیدم؟
.
.
من همانم, آشنــای سالهـای دور
رفتهام از یادتان؟ یا میشناسیدم؟
حسین منزوی
سلام!